جستجوي مقاله (جستجوی پیشرفته)

در این قسمت شما می توانید عنوان یا قسمتی از خلاصه مقاله مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نمونه و لیست مقالات مرتبط را مشاهده نمایید

آخرین شماره

No 53
شماره 53 سال 14
زمستان 1396
|

پربازدیدترین مقالات


آخرین مقالات منتشر شده

در فضای کسب و کار و اقتصاد دانش‌محرک امروز مفاهیمی چون سازمان‌های دانش‌بنیان، دانش‌محور و دانش‌محرک جایگاهی خاص دارند. یکی از نیازهای اساسی چنین سازمان‌هایی آن است که بدانند حداکثر کاری که سازمان می‌تواند انجام دهد چقدر است؟ و در یک موقعیت مشخص، چه حالتی می‌تواند کاردهی یک سازمان را به حداکثر مقدار خود برساند تا با استفاده از این آگاهی بتوانند در تغییر و واکنش به تغییرات محیطی موفق باشند. برای رسیدن به این هدف‌ها، نه تنها خودآگاهی فردی بلکه خودآگاهی سازمانی و روش‌های رسیدن به خودآگاهی سازمانی می‌تواند بسیار سودمند باشد و ابزارهائی را در اختیار مدیران سازمان‌های دانش‌محرک قرار دهد که به موفقیت آن‌ها در فضای کسب و کار امروز جهانی کمک کند. این خودآگاهی می‌تواند در قالب داشبورد مدیریتی نیز نمایش داده شود. در این مقاله تلاش شده است ضمن تشریح مفهوم خودآگاهی سازمانی و مفاهیم مرتبط با آن، مهم‌ترین روش‌های ارزیابی اثربخشی و کارآیی سازمانی به‌عنوان ابزارهایی برای رسیدن به خودآگاهی سازمانی معرفی شوند. در این راستا الگوئی برای رسیدن به خودآگاهی سازمانی موسوم به شاخص کل اثربخشی سازمانی معرفی می‌گردد که با استفاده از آن می‌توان ضمن تشخیص موقعیت، مسیر حرکت سازمان بر مبنای آگاهی را نیز تصحیح کرد و با پایش مستمر و آگاهانه اقدامات طراحی شده و اقدامات انجام شده، نقاط قوت و ضعف سازمانی را تشخیص و با تکیه برخودآگاهی سازمانی، مزیت‌های رقابتی سازمان را توسعه داد.
غلامرضا ملک زاده - محمد امین ملک زاده
DOI : 10.7508/jstpi.2018.01.001
کلمات کلیدی : دانش‌محرک ، دانش‌بنیان ، خودآگاهی سازمانی ، اثربخشی ، پایش سازمان
امروزه سازمان‌های دانش‌بنیان به‌عنوان یک ابزار توسعه اقتصادی شناخته می‌شوند و ازآنجایی‌که در بازار فعلی شرکت‌ها با محیط‌های عملیاتی آشفته‌ای روبرو هستند، این امر شرکت‌ها را وا می‌دارد که به توسعه محصول جدید اندیشه کنند. یک راه ممکن برای کسب دانش جدید در فعالیت‌های تحقیق و توسعه، روابط باز و برقراری مشارکت است. مشارکت به دستیابی به منابع خارجی مکمل، کاهش هزینه و ریسک نوآوری، پذیرش محیط‌های پویا و ایجاد درآمد بالا کمک می‌کند. یکی از عواملی که می‌تواند در توسعه مشترک برای به‌دست‌آوردن ایده و دانش مکمل مؤثر باشد، نوآوری باز در سازمان است که با ایجاد قابلیت‌های کشف فناوری خارجی و بهره‌برداری از فناوری خارجی موجب توسعه هرچه بهتر محصولات و زمینه‌ساز نوآوری در محصولات می‌گردد. نوآوری باز و توسعه مشترک محصول دو مفهوم قابل ‌توجه در ادبیات مدیریت و سازمان‌های دانش‌بنیان هستند و پویایی محیطی می‌تواند نقش مهمی در رابطه بین این دو ایفا کند. بنابراین شرکت‌های دانش‌محور که با تکیه بر دانش، نوآوری و تجاری‌سازی آن شکل می‌گیرند، با توجه به مفاهیم نوآوری باز و نقش تعدیل‌گری پویایی محیطی، می‌توانند به توسعه مشرک محصول بپردازند. لذا در این مقاله، براساس مطالعات پیشین و با تمرکز بر شرکت‌های دانش‌بنیان، به تحلیل رابطه نوآوری باز بر توسعه مشترک محصول با نقش تعدیل‌گری پویایی محیطی پرداخته شده است.
ندا جعفری پستکی - مصطفی ابراهیم پور ازبری - محسن اکبری
DOI : 10.7508/jstpi.2018.01.002
کلمات کلیدی : توسعه مشترک محصول ، نوآوری باز ، پویایی محیطی ، سازمان‌های دانش‌بنیان
امروزه، بقاي سازمانی درگرو گرایش به سمت محصولات جدید و به‌کارگیری روش‌هایی براي ایجاد آن‌هاست. متغیر بودن قوانین رقابتی در دنیاي کسب‌وکار، فرایند ارائه محصول جدید به بازار را با اهمیت خاصی جلوه داده است. به شکل ساده فرایند توسعه محصول جدید عبارت است از استفاده از منابع و قابلیت‌ها برای ایجاد یک محصول جدید یا بهبود یک محصول موجود. در طول فرایند توسعه محصول جدید ریسک‌های مختلفی وجود دارد؛ که به‌طورکلی به سه دسته عمده تقسیم می‌گردند: ریسک‌های فناورانه، ریسک‌های سازمانی و ریسک‌های بازاریابی. طبق مطالعات صورت گرفته ریسک‌های فناورانه از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین ریسک‌ها در فرایند توسعه محصول جدید محسوب می‌گردند. ریسک فناورانه اشاره دارد به ناتوانی یک شرکت در درک کامل یا دقت پیش‌بینی برخی از جنبه‌های فنی محیط که مربوط به پروژه‌های توسعه محصول جدید است. از این‌رو شناسایی، کاهش و مدیریت این ریسک‌ها به بالا بردن درصد موفقیت فرایند توسعه محصول جدید کمک شایانی می‌کند. در این پژوهش، با بررسی ادبیات موضوع در حوزه‌های فرایند توسعه محصول جدید، ریسک و مدیریت ریسک، تعداد 20 نوع از ریسک‌های فناورانه متداول در فرایند توسعه محصول جدید از ادبیات موضوع استخراج گردیده و با استفاده از نظرات تعدادی از خبرگان دانشگاه صنعتی مالک اشتر اصفهان که در این حوزه تخصص دارند بررسی و توسط فرایند تحلیل شبکه‌ای (ANP) اولویت‌بندی گردیدند. در پایان نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که سه ریسک فناورانه "ثبات و پایداری محصول"، "نیروی انسانی متخصص (دانش فنی و تجربه)" و همچنین "کارکرد (عملکرد) مورد انتظار محصول" در فرایندهای توسعه محصول دارای بالاترین اولویت است.
ابوالفضل میرزارمضانی - سید مهدی گلستان هاشمی - سید محمدمسعود ناصریان
DOI : 10.7508/jstpi.2018.01.003
کلمات کلیدی : توسعه محصول جدید ، ریسک ، ریسک فناورانه ، فرایند تحلیل شبکه‌ای ، ANP
كارآفرينان نقش و جايگاه خاصی در جریان پیشرفت و توسعه اقتصادي بسياري از دولت‌ها در كشورهاي توسعه‌یافته و يا در حال توسعه دارند. حضور كارآفرينان به‌عنوان يك راهبرد جدید در سازمان‌ها براي حصول نوآوري و استفاده از فرصت‌ها براي بهره‌مندی، رشد و بقاي سازمان اهميت خاصی دارد. صنایع كوچك و متوسط به كمك كارآفرينان و با بكارگيري نوآوري‌ها و ايده‌هاي جديد، تلاش‌ها را با توجه به نيازهاي روز بازار به محصول و يا خدمات تبديل كرده است. این تحقیق از نظر ماهیت از نوع تحقیقات کیفی، با توجه به هدف از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده‌ها، جزو تحقیقات توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق را 80 صنایع کوچک و متوسط استان مرکزی تشکیل دادند كه از اين تعداد براساس فرمول کوکران تعداد 66 صنایع کوچک و متوسط به‌عنوان جامعه نمونه انتخاب شده‌اند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، از پرسشنامه‌های استاندارد ابتکار و نوآوری شغلی مارتین پاچمن با ضریب آلفای کرونباخ 881/0 و مهارت‌هاي كارآفرينی اسمیت 896/0 استفاده گردیده است. براساس نتایج بدست آمده، رابطه معني‌داري بين مهارت‌هاي کارآفرینی و نوآوری‌های رادیکالی و افزایشی در نمونه مورد بررسی مشاهده گرديد همچنين به منظور رتبه‌بندي مؤلفه‌ها از آزمون ناپارامتريك فریدمن و همبستگی اسپیرمن استفاده شده است زيرا داده‌هايي كه جمع‌آوري شده است از نوع كيفي (اسمي و رتبه‌اي) مي‌باشد. نتايج حاصل از تحقیق نشان می‌دهد كه رتبه مهارت‌هاي فرايندي و مدیریتی بالاتر از مهارت‌هاي شخصی کارآفرینی و فنی مي‌باشد و رتبه مهارت‌هاي فنی و ارتباطی بيشتر از مهارت‌هاي شخصی کارآفرینی است. مهارت‌های کارآفرینی، محیط خارجی و محیط داخلی بر نوآوری‌های رادیکالی و افزایشی مؤثر است.
سید عبدالعلی ذوالانواری - سید جعفر نظام دوست - مهتاب عشقی عراقی
DOI : 10.7508/jstpi.2018.01.004
کلمات کلیدی : کارآفرینی ، مهارت ، نوآوری‌های رادیکالی و افزایشی
در سیستم اقتصادی جهانی و رقابت روزافزون موجود، خلاقیت و نوآوری در حکم بقا و کلید موفقیت سازمان‌ها است. در چنین شرایطی، کسب و کارها دریافته‌اند که کسب مزیت رقابتی پایدار مبتنی بر سرمایه‌های فکری آن‌هاست و موفقیتشان تا حد زیادی به توانایی آن‌ها در مدیریت این دارایی ارزشمند بستگی دارد. در کنار موارد یاد شده و با افزایش نگرانی‌های زیست‌محیطی از طرف مصرف‌کنندگان، دولت‌ها و جوامع مختلف در سراسر جهان، شرکت‌های تولیدی در صدد توسعه‌ی برنامه‌های دوستدار محیط‌زیست مانند توسعه‌ی محصول سبز، برند سبز، فناوری و نوآوری سبز برآمده‌اند. مرور پیشینه نشان می‌دهد که علی‌رغم پژوهش‌های متعددی که در حوزه بررسی رابطه بین سرمایه فکری و نوآوری در سازمان‌ها انجام شده است به مفاهیم نوآوری فناورانه سبز و ارتباط آن با سرمایه فکری سبز توجه بسیار محدودی شده است. بر این اساس پژوهش حاضر به بررسی تأثیر ابعاد سرمایه فکری سبز بر نوآوری فناورانه سبز پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش را تمام شرکت‌های فعال در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی استان خوزستان تشکیل می‌دهند، چرا که توجه به ملاحظات زیست‌محیطی در صنایعی که در ارتباط مستقیم با محیط‌زیست قرار دارند از اهمیتی دوچندان برخوردار است. در پژوهش حاضر از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری و روش PLS جهت آزمون فرضیه‌ها و مدل مفهومی پژوهش استفاده شده است. یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که تمام ابعاد سرمایه فکری سبز شامل سرمایه ساختاری، انسانی و رابطه‌ای سبز به شکل مستقیم بر نوآوری فناورانه سبز اثرگذار هستند. همچنین براساس نتایج نهایی این پژوهش سرمایه انسانی سبز بیشترین تأثیر را هم به شکل مستقیم و هم غیر مستقیم از طریق تقویت سایر ابعاد سرمایه فکری سبز بر نوآوری فناورانه سبز دارد. در نتیجه ضروری است که توسعه و تقویت این بعد از سرمایه فکری سبز در اولویت قرار گیرد.
مریم درویشی - علیرضا ضیایی
DOI : 10.7508/jstpi.2018.01.005
کلمات کلیدی : سرمایه فکری سبز ، نوآوری سبز ، فناوری سبز ، نوآوری فناورانه ، مدلسازی معادلات ساختاری
همواره تأسیس شرکت‌های بزرگ نیازمند هزینه‌های زیادی است و ایجاد شرکت‌های سهامی راهکار مؤثری جهت انجام فعالیت‌های اقتصادی است. از طرفی تغییرات محیط شرکت‌ها را ملزم به داشتن راهبرد مؤثر و کارآمد می‌‌کند. که مدیریت سبد پروژه‌ها به عنوان الگوی نوین مدیریتی به منظور پیاده‌سازی راهبردها به کمک شرکت‌ها می‌آید. در این مقاله، با بررسی ادبیات موضوع و مطالعه چارچوب‌ها و با استفاده از ابزار مصاحبه و پرسشنامه، مدل پیشنهادی برای یک شرکت سهامی خاص، که شامل فرایندهای "تهیه برنامه راهبردی سبد پروژه، تعریف سبد پروژه، مدیریت تغییرات راهبردی، ایجاد ساختار شبکه‌ای سبد پروژه‌ها، اولویت‌بندی و انتخاب پروژه‌ها براساس مدل ANP، سنجش ارزش کسب شده سبد پروژه، جمع‌آوری و تحویل اطلاعات به ذینفعان، تأیید سبد توسط ذی‌نفعان، تصویب و اجرای سبد پروژه، نظارت بر سبد پروژه و بازخورد" می‌باشد، ارائه گردیده است. و روایی و پایایی مدل پیشنهادی با جمع‌آوری 14 پرسشنامه و فرمول لاشه و ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفته است. در این مقاله با استفاده از مطالعه میدانی صورت گرفته در یک شرکت سهامی خاص، معیارهای لازم برای اولویت‌بندی و انتخاب پروژه‌ها که شامل معیار سودآوری اقتصادی و منابع انسانی و همچنین معیار مربوط به ابعاد اجتماعی است استخراج شد و با استفاده از فرایند تحلیل شبکه، پروژه‌های منتخب براساس معیارها اولویت‌بندی شدند. روایی و پایایی تحقیق نیز با استفاده از فرمول لاشه و آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت.
کبری يزدانی - حسينعلي حسن‌پور
DOI : 10.7508/jstpi.2018.01.006
کلمات کلیدی : مدیریت سبد پروژه ، اولویت‌بندی و انتخاب پروژه‌ها ، تصمیم‌گیری چند معیاره ، فرایند تحلیل شبکه ، شرکت سهامی خاص
پیوستن به سازمان تجارت جهانی یکی از ابعاد جهانی‌شدن است و باعث می‌شود که تجارت آزاد بهتر صورت گیرد. ولی برای اینکه از این تجارت آزاد سوء استفاده نشود، باید قوانین تکمیلی و موافقت‌نامه‌هایی به قوانین سازمان تجارت جهانی متصل باشد، یکی از آنها، موافقت‌نامه تریپس است که درخصوص حقوق مالکیت فکری است. حقوق مالکیت فکری عبارت است از حقوق ناشی از خلاقیت‌های فکری در زمینه‌های علمی، صنعتی، ادبی و هنری که از راه دانش، هنر یا ابتکار آفریننده آن پدید می‌آید. البته قوانین سازمان تجارت جهانی و حقوق مالکیت فکری، با وجود مزایایی که دارند، دارای نواقصی نیز می‌باشند. با توجه به اینکه ایران عضو ناظر سازمان تجارت جهانی است، در آینده زود یا دیر باید به‌عنوان عضو قطعی محسوب شود، بنابراین در این دوران لازم است مقدمات حضور را فراهم نماید، لذا در این تحقیق، عواملی استخراج گردیدند که برای آمادگی حضور ایران در سازمان تجارت جهانی مؤثر می‌باشند. ضمنا برای انجام این تحقیق، ابتدا مقالات با موضوعات حقوق مالکیت فکری و سازمان تجارت جهانی استخراج و مقالات مرتبط‌تر با این دو عنوان جداسازی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، و در مرحله بعد، با توجه به تجزیه و تحلیل صورت گرفته در مقالات منتخب مرور شده، و وجود ارتباطات در بعضی از متغیرها با یکدیگر، و ترکیب آنها با استفاده نظرات خبرگان، عوامل مهم این دو مقوله، دسته‌بندی گردیدند. و در نهایت با توجه به اینکه این موارد از عوامل مؤثر در سازمان تجارت جهانی و حقوق مالکیت فکری محسوب می‌شدند، پیشنهاداتی درخصوص آنها ارایه شد که باعث تقویت آنها می‌گردد و منجر به آمادگی ایران در دوران قبل از ورود به سازمان تجارت جهانی می‌شود. این عوامل در دو گروه دسته‌بندی شدند: ۱) عامل حقوق مالکیت فکری که عوامل فرعی آن عبارتند از: الف) عوامل انگیزشی، ب) عوامل ارتباطی، ج) قوانین مالکیت فکری، د) عوامل مرتبط با روش‌های انتقال فناوری، هـ) عوامل بازاری، و) منافع عمومی، ر) عوامل مرتبط با تعامل حقوق بشر با حقوق مالکیت فکری. ۲) عامل سازمان تجارت جهانی که عوامل فرعی آن عبارتند از: الف) عوامل زیرساختی، ب) عوامل نظارتی، ج) عوامل مرتبط با چالش‌های داخلی، د) عوامل تقلیدی، هـ) عوامل تشویقی، و) عوامل پیش اصلاحات، ر) عوامل حقوقی.
حميد حنيفي
DOI : 10.7508/jstpi.2018.01.007
کلمات کلیدی : حقوق مالكيت فكري ، سازمان تجارت جهاني ، موافقت‌نامه تریپس
در کشورهای توسعه‌یافته انتقال فناوری ممکن است که یکی از راه‌حل‌ها برای رشد بخش‌های اقتصادی و صنعتی باشد. با این وجود موفقیت انتقال فناوری به طرز قابل توجهی به انتخاب مناسب فناوری از منابع مناسب، بستگی دارد. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و ارزیابی عوامل تأثیرگذار بر انتقال فناوری با استفاده از روشAHP فازی می‌باشد. انتقال فناوری می‎تواند در راستای نوآوری محصولات و اجرای بهتر فرایندها، راهکارهای افزایش بهره‌وری و اثربخشی، سهم بیشتر از بازار و افزایش سود به سازمان کمک کند و این امر برای شرکت‌های کوچک و متوسط به دلیل اندازه و محدودیت منابع آن‌ها مفید می‌باشد. در این تحقیق، با استفاده از روش تحلیل محتوا با بررسی ‌پیشینه تحقیق و سپس با استفاده از نظرات کارشناسان و افراد خبره 24 عامل تأثیرگذار مشخص و در 5 بعد شامل: مزیت نسبی در شرایط اقتصادی، بازاریابی مزایا و نیروهای مربوط، ویژگی‌های فنی، ملاحظات قانونی و نظارتی و مسائل راهبردی و مدیریتی دسته‌بندی شده‌اند. از روش AHP فازی جهت رتبه‌بندی ابعاد عوامل تأثیرگذار و ساختارهای مربوط به هر یک از این ابعاد استفاده شده است. با توجه به نتایج، مهم‌ترین معیار در زمینه انتقال فناوری شرکت فولاد مبارکه، سازمان‌های بین‌المللی از زیرمجموعه شاخص اصلی ملاحظات قانونی و نظارتی می‌باشد که براساس آن استفاده فنی و تأمین مالی از سازمان‌های بین‌المللی و سازمان‌های همکاری مشترک که دارای قوانینی در جهت همکاری‌های مشترک برای بهبود محیط‌زیست می‌باشند، نقش مهمی در انتقال فناوری ایفا می‌نماید. پیشنهاد می‌شود شرکت مذکور با استفاده از نیروی انسانی ماهر و ایجاد سازوکار مناسب در جهت استفاده حداکثر از مزایای استفاده از این نوع فناوری‌ها در آینده‌ای نزدیک گام‌های مؤثری از سوی مدیران و کارشناسان شرکت فولاد مبارکه برداشته شود.
محمد باقری پبدنی - سید محمدرضا داودی
DOI : 10.7508/jstpi.2018.01.008
کلمات کلیدی : انتقال فناوری ، روش تحلیل سلسله مراتبی فازی ، عوامل تاًثیرگذار بر انتقال فناوری ، اجرای راهبردی ، طرح اقدام راهبردی ، شرکت فولاد مبارکه

معرفي نشريه

صاحب امتیاز :جهاد دانشگاهی -مرکز رشد رویش
مدیر مسئول :مهندس حبیب الله اصغری
سردبیر :دکتر جعفر توفیقی
هیئت تحریریه :
جعفر توفیقی
لوئیز سنز
قاسم مصلحی
امیرحسین دوایی مرکزی
مصطفی کریمیان اقبال
مهدی کشمیری
محمد صالح اولیاء
علی نقی مصلح شیرازی
فتانه تقی یاره
محمد جعفر صدیق
نصرالله جهانگرد
سید علیرضا فیض بخش
شاپا :1735-5486
شاپا الکترونیکی :1735-5664

نمایه شده